شنبه, 02 فروردين 1399 ساعت 02:25

چه کسی وظایفش را انجام نداده است؟ مردم یا حاکمیت؟

تلویزیون را که روشن کنی، از دو حال خارج نیست:
۱) مسئولین از ملت خواهش میکنند که در خانه بمانند و مسافرت نروند؛
۲) گزارشگر تلویزیون رفته است در بازار شهر یا عوارضی بین شهری، از کسانی که بیرون آمده‌اند می پرسد آیا خروج از خانه درست است؟ آنها هم می گویند: نه، درست نیست و مردم نباید بیرون بیایند؛ بعد با خیره شدن به دوربین می گویند ببخشید که بیرون آمدیم، یا آمدیم مسافرت؛ دیگر تکرار نمیشود! سپس وزیر بهداشت، معاونانش و یا مسئولین دیگر با تحکم از مردم انتقاد می‌کنند که چرا به حرفهای ما گوش نمی دهید؟ که اگر گوش ندهید تا دو ماه درگیر کرونا خواهیم بود و هزاران نفر فوت خواهند شد. در این رویکرد، تقصیر تلفات بیماری، بر دوش مردم است. آنها به حرفهای درست مسئولین پرتلاش گوش نداده‌اند و باید تاوانش را هم بدهند. عذاب وجدان قتل دیگران را هم باید بگیرند.

اما چه کسی باید عذرخواهی کند؟ واقعا دولت، حکومت، ارتش یا سپاه در چنین وضعیتی چه وظیفه‌ای دارند؟ آیا صرفا خواستن از مردم کافیست؟ اگر واقعا در چنین شرایط حساسی که ظرفیت بیمارستانها تکمیل است و درصد تلفات در صورت افزایش تعداد بیماران به شدت بالا خواهد رفت، خواهش و تمنا از مردم یا هشدار شدیداللحن کفایت می کند؟ اگر قرار است «همه»ی انسانها در «هر» شرایطی تصمیم درست بگیرند و در این مورد خاص در خانه بمانند، دیگر اساسا در جوامع انسانی چه نیازی به دستگاه عریض و طویلی مثل قوه قضاییه بود؟ اگر قرار است همه انسانها همیشه به درست‌ترین شکل عمل کنند، پس قانون برای چه‌ کسانی است؟ اگر مردم همیشه خوبند و حرف گوش کن، پس پلیس برای چیست؟ آیا مقوله‌ای به این اهمیت باید به انتخاب تک تک شهروندان گذاشته شود؟

انگلستان هم که تا به امروز تنها کشوری بود که از قرنطینه و تعطیلی گسترده حمایت نمیکرد، به جمع سایر کشورها پیوسته است و از ارتش کمک خواسته است. در تمامی کشورهای دنیا که درجات مختلفی از قرنطینه را تجربه میکنند، شکستن قرنطینه با تنبیه همراه است: از تنبیه مالی گرفته تا حتی زندان. مشخص است که شما نمی توانید به مدت سه ماه افراد را در خانه حبس کنید، بدون هیچ گونه تنبیهی برای خارج شدن بی مورد از خانه. شاید تعیین حداقل تنبیه مالی –حتی در حد 500 هزار تومان در کشور ما– باعث تعدیل رفتار بسیاری از مردم شود. متاسفانه بعد از یک ماه که چندین بار وعده وضع چنین قوانینی داده شده است، هنوز هیچ خبری نیست. از وعده ی سردار باقری هم که گفت در عرض 24 ساعت خیابانها رو خلوت می کنیم، 5 روز گذشته است.

حاکمیت، به هر دلیلی اراده‌ای برای وضع قرنطینه در هیچ سطحی ندارد، یا حداقل تا به امروز نداشته است. پیروز حناچی –شهردار تهران– نداشتن توان تامین مایحتاج روزانه ی مردم را دلیل عدم اعمال قرنطینه دانست. دیروز هم علی ربیعی در برنامه "تیتر امشب" شبکه خبر، گفت که باید عواقب اقتصادی، اجتماعی و امنیتی ایجاد قرنطینه را هم در نظر بگیریم و بعد تصمیم بگیریم. به نظر می‌رسد حاکمیت توان اقتصادی و لجستیک اعمال قرنطینه را به دلیل تحریم های بی‌سابقه و ظالمانه آمریکا، و همچنین ناکارآمدی داخلی از دست داده است. اگر چه کمک های مالی به اقشار آسیب دیده اختصاص داده شده است، اما مشخصا این مشوق ها برای طبقات فرو دست آنقدر چشم‌گیر نیستند که آنها را به صورت داوطلبانه خانه‌نشین کند.

دلیل هرچه باشد، نتیجه یکسان است: رفت و آمد آزاد، بدون هیچ محدودیتی؛ خواهش و تمنا از مردم، و بالاخره محکومیت مردم به نافرمانی و بی‌مسئولیتی در قبال جان خود و دیگران. واقعیت در رسانه ملی باز هم وارونه جلوه داده می‌شود. حاکمیت وظیفه‌ای دارد، مردم هم وظیفه‌ای. مردم قرار نیست وظایف حاکمیت را انجام دهند: مردم قرار نیست جاده‌ها را ببندند؛ مردم قرار نیست گل فروشی‌ها، آجیل فروشی‌ها یا ماهی فروشی های شب عید را ببندند؛ مردم قرار نیست مشکلات قشر فرودست را برای تامین مایحتاج روزانه حل کنند. مردم قرار است وظایف شهروندی خود را انجام دهند؛ در حد توانشان آموزش بدهند و به سازمانهای مردم نهاد کمک کنند.

رفت و آمدها به صورت نسبی کاهش یافته است، اما مسلما بدون دخالت حاکمیت و تنبیه کسانی که بی‌مورد به سفر رفته‌اند یا خرید شب عید می کنند، هیچ امیدی برای کاهش بیشتر نباید داشت. اگر به هر دلیلی وظیفه خود را انجام نمیدهیم، نمیتوانیم انجام وظیفه خود را از دیگری بخواهیم و با هجمه رسانه‌ای، مسئولیت را به گردن دیگری بندازیم. جامعه مدنی چه در سطح آموزش، چه در سطح کمک به تامین تجهیزات پزشکی کادر درمان (خبرهای مربوط به بیمارستان امینی لنگرود را بخوانید) عملکرد خوبی داشته است. نباید فقط کسانی که مسافرت می کنند را شماتت کرد، نوبت حاکمیت است که وظایفش را انجام دهد، همین امروز، همین حالا!

/دکتر احسان قدیمی

نظر دادن